دهخدا چه ميگويد ؟

- در لغت نامه دهخدا ذيل واژة بزچلو چنين آورده شده است  :<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

بزچلوبيابانی

‍‍‍‍‍‍{كلمه بياباني را كه مرحوم دهخدا در دنبالة نام بزچلو آورده است احتمالاٌ با توجه به گويشتركان محلي كه اين بيابان را به ايل بزچلو منتسب ميدانستند و به اين شكل آنرا ابراز ميكرده اند ضبط شده است ، يعني در مقابل سئوال محقق كه مي پرسيد اين منطقه به چه نامي معروف است ؟ پاسخ ميدادند : “ بورا بوزچاللي بياباني ديـيرلر “ يعني “ اين ناحيه را بيابان برچلو مي نامند} .

5-1- بين ترکمانان طايفه بزچلو معروف و در ضمن تواريخ راجع به مغول نامی داشته ، بعبارت ديگرکلمه بزچلو نام طايفه است نه اسم محل و بعد از اسکان ، اسم خود را به محل خود داده اند .

{ از همين مطلب ميتوان نتيجه گرفت كه نام اين ايل قبل از مهاجرت از تركستان به اين منطقه برچلو و بزچلو بوده است و نامگذاري آنها در اين ناحيه صورت نگرفته است كه به بهانة بز چراندن در اين منطقه باشد و همانطور كه مرحوم دهخدا نوشته است ايل نامش را به سرزمين داده است }.

5-2- در وجه اين اسم يکی ازفضلای ترک می گفت که ترکان به صحرانوردی افتخارمی کردند و اين عنوان را دير از دست می دهند . طايفه قره چلويعنی بيابان سياه و در مقابل آن بزچلو داريم به معنی نيم رنگ و کبود ، که کنايه از آنکه اينان در صحرانوردی به پای قره چلوها نمی رسند و تازه بيابانگردی يا چادرنشينی را بدست آورده اند .

5-3- وجه ديگر اينکه می گويند اين طايفه در قفقازبه جايی بوده که گودال سردی بوده است ، بز روی اصل بوز بمعنی يخ و چله بمعنی چاله و گود  يعنی گودنشينان .

سيزلر ساغ اولون

/ 0 نظر / 33 بازدید